تبليغاتX
مجتمع نمونه مردمی امام خمینی ره مالزی

جمعه 1386/05/12

رئیس مجلس خبرگان به ملکوت اعلی پیوست

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: دقايقی پیش، در نیمه رجب و سالروز رحلت زینب کبری(س) آيت‌الله علي‌اكبر فيض، مشهور به مشكيني پس از 86 سال در بيمارستان بقيةالله تهران دار فاني را وداع گفت.

پنجشنبه دو هفته قبل ساعتي پس از ورود آيت‌الله مشكيني به بخش مراقبت‌هاي ويژه، گفته ‌شد پزشكان از بهبود حال ايشان، قطع اميد كرده و خواستار دعاي مردم متدين براي سلامتي وي شدند و به رغم اتصال ايشان به تجهيزات پزشكي و داشتن علایم حیاتی، بخشي از علايم هشياري وي از بين رفت .

طی ده روز اخیر نیز وضعیت ایشان تقریبا ثابت ماند و در یکی دو روز اخیر وخیم تر شد. بيماري ريوي اصلي‌ترين عارضه ايشان به شمار مي‌آمد.

آيت‌الله مشكيني از دو سال پيش، از بيماري شديدي رنج مي‌برد و در يك ماه اخير نيز چند بار شايعاتي درباره وخامت حال ايشان منتشر شد.

بیست روز پيش، رهبر انقلاب با حضور در محل اقامت آيت‌الله مشكيني، از ايشان عيادت كرده و اخیرا بسياري از مقامات كشور از جمله رییس جمهور، رییس قوه قضائیه و آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به ديدار اين چهره باسابقه انقلاب اسلامي رفته‌بودند.

آيت‌الله مشكيني كه از ياران صديق امام خميني(ره) و از علماي برجسته و پيشرو در سال‌هاي مبارزات انقلاب اسلامي به شمار مي‌رود، علاوه بر درس و بحث حوزوي و امامت جمعه قم، رياست مجلس خبرگان رهبري را از دوره نخست تا دوره كنوني (چهارم) بر عهده داشت.

وي كه از افراد مورد اعتماد امام امت و رهبر انقلاب بود، به لحاظ عضويت‌ در خبرگان‌ تدوين‌ قانون‌ اساسي، 25 سالـ رياست‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبري‌ و رياست‌ شوراي‌ بازنگري‌ قانون‌ اساسي‌ از افراد تاثيرگذار در جمهوري اسلامي به شمار مي رفت و مورد احترام جناح‌هاي مختلف بود.

مروري بر حيات پربار آيت‌الله مشکيني

تولد و دوران‌ كودكي‌
آيت‌الله‌ علي‌ اكبر فيض‌، معروف‌ به‌ مشكيني‌ در سال‌ 1300 هجري‌ شمسي‌ در روستايي‌ از توابع‌ بلوك‌ مشكين‌ و در ميان‌ خانواده‌اي‌ متدين‌ و اهل‌ علم‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ از اهل‌ علم‌ بود و در كسوت‌ روحانيت‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ و رتق‌ و فتق‌ امور مردم‌ مي‌پرداخت‌.

دوران‌ تحصيل‌
آيت‌الله‌ مشكيني‌ هنگامي‌ كه‌ همراه‌ با پدر در نجف‌ اشرف‌ مقيم‌ بود، به‌ مكتب‌ خانه‌ رفت‌ و سپس‌ همراه‌ پدر به‌ وطن‌ بازگشت‌ و مقداري‌ از مقدمات‌ علوم‌ ديني‌ را نزد او فرا گرفت‌. با رحلت‌ پدر، و به‌ سفارش‌ او، براي‌ تحصيل‌ علوم‌ ديني‌ به‌ شهرستان‌ اردبيل‌ سفر كرد و مقداري‌ از صرف‌ و نحو را در آنجا فرا گرفت‌. سپس‌ در معيّت‌ عالم‌ بزرگواري‌ كه‌ از زخميان‌ حادثه‌ مسجد گوهرشاد مشهد در زمان‌ رضاخان‌ بود، به‌ شهر قم‌ آمد و در آن‌ ديار عالم‌ خيز به‌ تحصيل‌ علوم‌ ديني‌ پرداخت‌.

در آن‌ زمان‌ تحصيل‌ در حوزه‌هاي‌ علميه‌ بسيار دشوار مي‌نمود. با اين‌ حال‌ آيت‌الله‌ مشكيني‌ دروس‌ دوره‌ سطح‌ را به‌ خوبي‌ به‌ پايان‌ برد و در درس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ استادان‌ مشهور دورة‌ خود حاضر شد. او نزديك‌ به‌ هفت‌ ماه‌ نيز در نجف‌ اشرف‌ حضور داشت‌ و در درسهاي‌ خارج‌ استادان‌ آن‌ ديار، بويژه‌ امام‌ خميني‌(ره‌)، شركت‌ مي‌نمود اما به‌ دليل‌ هواي‌ گرم‌ نجف‌ و ضعف‌ مزاجي‌ مجبور به‌ بازگشت‌ به‌ ايران‌ شد.

استادان‌ و دوستان‌
آيت‌الله‌ علي‌ اكبر مشكيني‌ در سالهاي‌ تحصيل‌ خود، به‌ محضر عالمان‌ بسياري‌ شرفياب‌ شد. او در دروس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ آيت‌الله‌ العظمي‌ بروجردي‌(ره‌) و آيت‌الله‌ العظمي‌ محقق‌ داماد(ره‌) شركت‌ مي‌كرد. در نجف‌ نيز به‌ محضر عالمان‌ و استادان‌ آن‌ ديار شرفياب‌ مي‌شد. و در درس‌ خارج‌ امام‌ خميني‌(ره‌) شركت‌ جدي‌ داشت‌.
او در سالهاي‌ تحصيل‌ و پس‌ از آن‌ با فضلا و استادان‌ بسيار رابطه‌ دوستي‌ داشت‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ آيت‌الله‌ جوادي‌ آملي‌ و آيت‌الله‌ اميني‌ را نام‌ برد.

فعاليت‌هاي‌ علمي‌ و فرهنگي‌
آيت‌الله‌ مشكيني‌ در سال‌هاي‌ عمر خود تاكنون‌ فعاليت‌هاي‌ بسياري‌ را به‌ انجام‌ رسانده‌ است‌. بسياري‌ از استادان‌ و علماي‌ امروز از شاگردان‌ ايشان به‌ شمار مي‌آيند كه‌ در درسهاي‌ وي‌ شركت‌ جدي‌ داشته‌اند. او كتب‌ دوره‌ مقدمات‌ و سطح‌ را بارها تدريس‌ كرده‌ و سالها به‌ تدريس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ اشتغال‌ داشته‌ است‌. همچنين‌ درس‌ تفسير او از دروس‌ مشهور حوزه‌ علميه‌ قم‌ بوده‌ است‌.
از فعاليتهاي‌ مهم‌ وي‌ در اين‌ عرصه‌، تأسيس‌ مؤسسه‌ الهادي‌ است‌ كه‌ به‌ چاپ‌ كتب‌ مفيد و اسلامي‌ براي‌ سطوح‌ گوناگون‌ جامعه‌ مي‌پردازد و مردم‌ را با حقايق‌ و معارف‌ اسلامي‌ آشنا مي‌سازد. معظم‌له‌ خود نيز كتابهاي‌ فراواني‌ در زمينه‌هاي‌ گوناگون‌ علوم‌ اسلامي‌ تأليف‌ و منتشر ساخته‌ است‌.برخي‌ از آنها به‌ شرح‌ زير است‌:

1ـ اصطلاح‌ الاصول‌
2ـ مصطلحات‌ الفقه‌
3ـ الفقه‌ الماثور (دوره‌ فقه‌ به‌ طرزي‌ نوين‌)
4ـ دروس‌ في‌ الاخلاق‌ (يك‌ دوره‌ اخلاق‌ عربي‌)
5ـ ازدواج‌ در اسلام‌
6ـ المنافع‌ العامه‌ (شرح‌ كتاب‌ احياالموات‌ شرايع‌)
7ـ مفتاح‌ الجنان‌ (كتاب‌ دعا تكميل‌ مصباح‌ المنير)
8ـ المواعظ‌ العدديه‌
9ـ واجب‌ و حرام‌ احكام‌ الزامي‌ (دوره‌ فقه‌)
10ـ قصار الجمل‌ (احاديث‌ كوتاه‌ تحت‌ عناوين‌ لغوي‌ دو جلد)
11ـ ترجمه‌ قرآن‌ كريم‌ به‌ زبان‌ فارسي‌
12ـ الهدي‌ الي‌ موضوعات‌ نهج‌ البلاغه‌
13ـ المبسوط‌ (تفسير سوره‌ آل‌ عمران‌)
14ـ واجبات‌ و محرمات‌ (استقصاء آنچه‌ در شرع‌ واجب‌ و حرام‌ اعتقادي‌ و عملي‌ است‌)
15ـ تفسير سوره‌ (ص‌)
16ـ بحث‌ تكامل‌ از نظر قرآن‌
17ـ مسلكنا في‌ العقائد و الاخلاق‌ و العمل‌
18ـ زمين‌ و آنچه‌ در آن‌ است‌
19ـ تقليد چيست‌؟
20ـ رساله‌ خمس‌
21ـ حاشيه‌ توضيحي‌ بر كتاب‌ مضاربه‌، عروة‌الوثقي‌
22ـ نهج‌ البلاغه‌ موضوعي‌
23ـ تحريرالمواعظ‌
24ـ تحريرالمعالم‌
25ـ الرسائل‌ الجديده‌
26ـ تلخيص‌ المكاسب‌ (در دست‌ چاپ‌)
27ـ تفسير روان‌ براي‌ نسل‌ جوان‌ (در دست‌ چاپ‌)
28ـ ترجمه‌ و شرح‌ فارسي‌ سه‌ كتاب‌ مضاربه‌، مزارعه‌ و شركت‌ در عروة‌ الوثقي‌ (در دست‌ چاپ‌)
همچنين‌ از وي‌ مقالات‌ بسياري‌ در نشريات‌ نورعلم‌، پاسدار اسلام‌ و... و نيز در روزنامه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و... به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌.

فعاليت‌هاي‌ سياسي‌
زندگي‌ آيت‌الله‌ مشكيني‌ سرشار از مبارزات‌ و تلاش‌هاي‌ سياسي‌ براي‌ احقاق‌ حكومت‌ اسلامي‌ است‌. او از نخستين‌ افرادي‌ بود كه‌ به‌ نهضت‌ امام‌ خميني‌(ره‌) پيوست‌. او در جلسات‌ مخفي‌ مبارزان‌ شركت‌ مي‌كرد از اين‌ رو حدود چهار ماه‌ در تهران‌ متواري‌ شده‌ بود و سپس‌ ايران‌ را به‌ مقصد عراق‌ ترك‌ كرد. با بازگشت‌ به‌ قم‌ در همان‌ روز اول‌ دستگير شد و ساواك‌ از او خواسته‌ بود تا 48 ساعت‌ بعد از قم‌ خارج‌ شود. از اين‌ رو به‌ مشهد رفت‌ و 15 ماه‌ در آنجا مشغول‌ تدريس‌ شد و بار ديگر به‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ آمدو مبارزات‌ را پي‌ گرفت‌؛ اما پس‌ از مدتي‌ به‌ همراه‌ 27 نفر از استادان‌ و فضلاي‌ حوزه‌ تبعيد شد. از اين‌ رو به‌ زادگاه‌ خود رفت‌ ولي‌ پس‌ از سه‌ ماه‌ ساواك‌ او را دستگير و به‌ ماهان‌ كرمان‌ و گلپايگان‌ تبعيد كرد. او پس‌ از دو سال‌ نيز به‌ كاشمر تبعيد شد. او در طول‌ دوره‌ تبعيد نيز دست‌ از مبارزه‌ برنمي‌داشت‌؛ اين‌ گونه‌ بود كه‌ ساواك‌ او را به‌ مكان‌ ديگري‌ منتقل‌ مي‌كرد. او از اعضاي‌ جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ بود و زير بسياري‌ از اعلاميه‌هاي‌ آن‌ را امضاء كرده‌ است‌. با پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌، آيت‌الله‌ مشكيني‌ در مسئوليت‌هاي‌ گوناگوني‌ به‌ ايفاي‌ نقش‌ پرداخت‌ كه‌ برخي‌ از آنها به‌ شرح‌ زير است‌:

ـ عضويت‌ در خبرگان‌ تدوين‌ قانون‌ اساسي‌؛
ـ مسئول‌ گزينش‌ و اعزام‌ قضات‌ با حكم‌ امام‌ (ره‌)؛
ـ رياست‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبري‌ در هر سه‌ دوره‌؛
ـ امامت‌ جمعه‌ قم‌ با حكم‌ امام‌(ره‌) و رهبر انقلاب‌؛
ـ عضويت‌ در جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌؛
ـ رياست‌ شوراي‌ بازنگري‌ قانون‌ اساسي‌.

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/05/06

موانع گسترش جهانی مکتب علوی






در حالي كه به دلايل گوناگون در اين برهه خاص، گرايش جهاني به تشيع افزايش يافته، استاد رسول جعفريان، پژوهشگر برجسته تاريخ اسلام و تشيع، در مقاله‌اي، به بررسي موانع گسترش تشيع پرداخته است.
اين در حالي است كه به دلايلي چون قدرت گرفتن شيعيان در كشور عراق، محبوبيت جهاني آيت‌الله سيستاني به عنوان يك مرجع تقليد شيعي،‌ پيروزي غرورآفرين حزب‌الله لبنان به عنوان يك گروه مبارز شيعي و اندكي كاسته شدن از حصر شيعيان در كشورهاي خليج فارس در كنار پيامدهاي درازمدت انقلابي اسلامي، زمينه گسترش تشيع را پديد آورده و در صورت از دست رفتن اين فرصت تاريخي، ‌معلوم نيست كه بعدها آن رخ دهد.

در مقاله رسول جعفريان آمده است: آيا توجه کرده‌ايم كه چرا اسلام در جامعه ايراني به سرعت منتشر شد و آيين زرتشتي از بين رفت؟ اهميت اين پرسش با توجه به اين نكته روشن مي‌شود كه معمولا در تاريخ اديان و تاريخ تمدن، سخت‌ترين پيچ‌هاي تاريخ را تغيير آيين و مذهب مي‌دانند؛ يعني ممكن است مردم حكومت را از دست بدهند و بسياري از چيزها را كنار بگذارند، اما دين، آيين‌ها و باورها و سنت‌هايشان را نگه مي‌دارند.

چگونه شد كه اسلام در جامعه ايران به سرعت منتشر شد؟ نه تنها در ايران و بين زرتشتي‌ها، حتي بسياري از مسيحي‌هاي غرب دنياي اسلام، در مناطق تحت سلطه روم شرقي و بسياري از بت‌پرست‌ها در نقاط گوناگون، اسلام را راحت پذيرفتند.
آيين زرتشتي در ايران قوي و قدرتمند بود و حكومت از آن جانبداري مي‌كرد. سلسله‌اي از روحانيون، حامي دين و حكومت بودند، ولي با ظهور اسلام و «شريعت سمحه و سهله» آن، آيين زرتشتي زمينه‌اش را از دست داد و جايش را با اسلام عوض كرد.

اين بساطت اگر قدري پيچيده، وسايلي به آن همراه و زيور و زينت به آن افزوده شود، محبوبيت خود را رفته رفته از دست خواهد داد؛ براي نمونه، وقتي قرار باشد كسي براي فهم تشيع،‌ نيازمند اين باشد كه به صد اصل و دويست فرع معتقد باشد و ما نتوانيم اين بساطت را نگه داريم، قاعدتا با مشكل روبه‌رو مي‌شويم. اين به شيوه‌هاي ارايه ما بازمي‌گردد و نه به حقانيت شيعه كه آن را پذيرفته‌ايم.

خوارج، جاذبه‌هاي بسياري داشتند. هيچ كس نمي‌تواند منكر شود كه غير از قصه نهروان، بعدها خوارج سخناني مي‌زدند كه مي‌توانست مقبوليت عمومي داشته باشد. آنان نوعا افرادي بودند زاهدپيشه، ضداشرافيت، ‌ضدظلم و ستم و به لحاظ اعتقادي، قرآن‌گرايي شديدي از خود نشان مي‌دادند، اما هيچ گاه نتوانستند جايگاه چشمگيري در دنياي اسلام داشته باشند. هم‌اكنون نيز جز در دو نقطه، شمال آفريقا و عمان در حاشيه جنوبي خليج‌فارس، همه آن ميراث از بين رفته و هيچ جاي توسعه هم ندارد و اصلا از مجموعه مذاهب اسلامي حذف شده، به شمار مي‌آيند.

دليل اين مسأله چيست؟ عامل بسيار اساسي، «سختگيري» مذهبي است.
هم‌اكنون نيز برخي از اين رفتارهاي خوارجي را در برخي نقاط جهان اسلام مي‌بينيم، همه اينها سبب شد كه خوارج سركوب شده، از بين بروند و به هيچ‌روي آن شعارهاي پرجاذبه‌شان، نتواند زمينه داشته باشد.

بنابراين، گمان نكنيد براي رواج تشيع كافي است ما شعارهاي عدالت يا زهدگونه سر دهيم. ما بايد آن جنبه‌هاي انساني را بنا بر همان ميراثي كه از ائمه هدي (ع) رسيده است، در نشر تشيع نشان دهيم.
يكي از دلايل شكست بني‌اميه هم همين سختگيري‌هاي مذهبي بود كه بهانه‌هاي ديگري داشت. اگر رخدادهاي سال‌هاي 70 تا 120 هجري ـ غير از عصر عمربن عبدالعزيز ـ را بخوانيد، مي‌بينيد كه بني‌اميه بسيار سختگيري مذهبي نشان مي‌داد و فرد را هر روز آزمايش مي‌كرد كه نماز را درست بخواند و اگر درست نمي‌خواند از دين خارج است. آنان حتي معاينه طبي از تازه مسلمانان مي‌کردند که مثلا مسلمان شده‌اند يا نه؟

نكته سوم و مهم اين است كه آيا ما واقعا تشيع را «فرقه» مي‌بينيم يا مذهبي كه براي هدايت عامه مردم است؟ در واقع، هنگامي كه ما شيعه را اسلام اصيل و شعار آن را ترويج هدايت مي‌دانيم، آيا درست است كه آن را به يك فرقه تبديل كنيم؟
امروزه گاه مي‌بينيم چيزهايي كه پيشتر جزو اصول و فروع نبوده، اما جزو مسلمات شده است. اگر كسي به آنان باور نداشته باشد، حتي از بين خودمان هم بيرونش مي‌كنيم و او را نمي‌پذيريم. سختگيري را به اندازه‌اي بسيار مي‌كنيم كه اين فرقه ناجيه به جمع بسيار اندك و مشخصات بسيار نادري تبديل مي‌شود.

متأسفانه برخي گروه‌‌هاي داخلي را مي‌بينيم که رفتارشان چنان است که گويي، برخي بزرگان را هم شيعه خالص نمي دانند و گمان مي‌كنند ايمان آنان ضعيف است.
نكته ديگري كه لازم است باز از روي تجربه‌هاي تاريخي به آن اشاره شود، راجع به شيخ مفيد و مهمتر از او شيخ طوسي و پسرش ابوعلي و آمدن شاگردان آنان به شهر ري است. چيزي كه باعث شد براي نخستين بار، شهر ري كه مركز ثقل سني‌هاي شافعي و حتي حنفي بود، بدون درگيري به مركز امامي‌ها بدل شود، رواج نگرش‌هاي اعتدالي و برخورد مسالمت‌آميز موجود در مكتب نجف بود. هنوز هم در كتاب‌هاي اهل سنت، علامه حلي را شخصي معتدل كه به صحابه بد نمي‌گويد، معرفي مي‌كنند.

تشيع در ايران قرن هفتم و هشتم، غير از اين كه از اهرم اعتدال استفاده كرد، از راه تصوف نيز وارد شد و آرام آرام تصوف را هم اصلاح كرد و بر آن ‌چيره شد و بخش‌هاي بسياري را از تشيع صوفيانه به تشيع فقاهتي تبديل كرد. البته زمينه اين كار نيز در ايران وجود داشت. اين حسن کار ماست که زمينه دفاع از عرفان را هم داريم و مي‌توانيم بخش‌هاي بسياري از مسلمانان و حتي نامسلمانان را در اين فضا به سوي خود جلب کنيم. اين در حالي است که وهابي‌ها به عکس ما هستند..

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1386/05/04

نسبت ما با علی (ع)


 

قاموس علوی خصائل مرتضوی
 

 واقعيت اين است که در بسياري جهات ـ که ذکر همه آنها از حوصله اين نوشته و خوانندگان آن خارج است ـ ما از قاموس علوي و خصائل مرتضوي گاهي به ظواهري بسنده کرده‌ايم و گاهي همين ظواهر را هم ملاحظه نکرده‌ايم.
اين واقعيت تلخي است که بايد با شجاعت به آن اعتراف کرد.

در عين حال اين هم يک واقعيت است که شخصيت منحصر به فرد علي(ع)، بزرگمردي که همه واژه‌هاي ارزشمند عالم وجود و همه خوبي‌هاي کونين به او مديونند، بسي فراتر از قدرت فکري و ظرف ذهني محدود همه عقلا و انديشمندان همه اعصار است. ولي آنچه واضح است اين‌که رفتار و منش علي(ع) به عنوان يک انسان کامل مي‌تواند و بايد که سرمشق همه ملّت‌ها و حاکمان، به ويژه در نظام‌هايي باشد که با نام مقدّس او شکل گرفته‌ و پرچم ولايت او را بر فراز قرار داده‌اند و مدّعي هستند که در مسير او گام برمي‌دارند. به ويژه در نظام اسلامي ما که از روز اوّل نهضت يکي از جذابيت‌ها و مؤلّفه‌هاي بي‌نظير آن شعار‌هاي پرشوري در برپايي «حکومت عدل علي(ع)» بوده و اکنون نيز هست.

اگر گذشته‌ها را فراموش کرده‌ايم، به ياد داريم که در رأس هرم قدرت دولت فعلي ما، کسي همه آرا و نظرات مردمي را به خود جلب کرد که شعارش «عدالت‌محوري» و «عدالت‌سالاري» بود و مردم در سفرهاي استاني او يک‌صدا شعار مي‌دادند و مي‌دهند که: «منادي عدل علي به شهر ما خوش آمدي».

اکنون مروري گذرا بر مسيري که پيموده‌ايم و مسيري که در پيش داريم، مي‌تواند نشان دهد که تا چه حد به آرمان‌هاي علوي و انقلابي خود وفادار مانده‌ايم.

از خصوصيات ارزشمند برجسته‌ترين مرد تاريخ اسلام پس از پيغمبر خدا(ص)، رسيدگي به ضعفا و محوري کردن شعار مبارزه با فقر بود. هر کس با اندک مطالعه‌اي در تاريخ اسلام و رفتار حيدري، درمي‌يابد که در انديشه علي(ع)، يکي از فربه‌ترين موضوعات که بسياري از موضوعات ديگر به جز «حفظ اسلام» تحت‌الشعاع آن بود، رسيدگي مستمر و دستگيري دايم از محرومان جامعه و تلاش شگرف او در همسان‌سازي زندگي خود با ضعفا و نيازمندان و به قول امروزي‌ها «قشر آسيب‌پذير»! بود.

ترديدي نيست که تا حاکمان، خود را در شرايط ضعيف‌ترين افراد جامعه قرار ندهند، درک محروميت و مشکلات آنان از سويي و اميدواري محرومان به تغيير شرايط نامناسب خود از سوي ديگر، محال است. گو اين‌که در اين شرايط، حتّي اگر حاکمان توان بهبود شرايط مستضعفين را ندارند، دست‌كم احساس محرومين آن است که بزرگان و حکومت‌مدارانشان مانند آنان زندگي ميکنند و اين تحمّل آلام را بر آنها آسان‌تر مي‌کند.
آيا شرايط معيشتي و مالي و زندگي مسئولان امروز ما با ضعيف‌ترين اقشار جامعه اسلامي‌مان مطابقت دارد؟

حتما مي‌توان در شخصيت‌هاي بزرگ نظام مانند حضرت امام(ره) و رهبر انقلاب (مد ظله) و... نزديکي به اين شرايط و تلاش و نظارت مستمر بر حفظ زندگي ساده و بي‌آلايش را ديد ولي آيا مي‌توان گفت که اين خصوصيتي فراگير در سطح زمامداران حکومت اسلامي ماست؟

دوّمين خصوصيت شخصيت منيع علي(ع)، شايسته‌سالاري واقعي و توجه به ارزش‌هاي انساني و اخلاقي و خصوصا تقوي، در ميدان عمل و به عنوان معيار به‌کارگيري افراد در جايگاه‌هاي مختلف بود.حتما مطلعيد که بسياري بزرگان به حضرتش به هنگام پذيرفتن حکومت و همدوش شدن ولايتش با خلافت، توصيه کردند که حکومت «معاويه» را در شام براي مدّتي کوتاه به رسميت بشناسد و پس از نيرو يافتن و قدرتمندي، بر او بتازد امّا پاسخ منفي جاودانه علي(ع)، کمر نفاق را شکست که حضور من، يعني اضمحلال معاويه. من و معاويه در يک حکومت؟ چرا که علي با معاويه اختلاف ماهوي دارد. بود علي يعني نبود معاويه. و اين درس بزرگ علي به تاريخ است.

در حکومت علي حتّي اگر ساعتي کسي بر کرسي زمامداري در هر حدّي بنشيند در حالي که شايسته‌تر از او وجود داشته باشد، هر لحظه استمرار حاکميت آن مسئول، ضرر به اسلام و مسلمين تلقّي مي‌گردد و گناه اين ظلم بر گردن علي است (همچنانکه رهبر انقلاب، قريب به اين مضمون را در ديداري با مسئولان نظام اشاره فرمودند) لذا از پذيرش حتّي يک لحظه ادامه حکومت معاويه در شام نيز سر باز مي‌زند. حتّي اگر به قيمت جنگ‌ها و اضطراب‌ها و تنهايي‌هاي علي تمام شود.

آيا ما در عزل و نصب‌هايمان شايستگي و تقوي و عدالت و ارزش‌مداري را ملاک قرار مي‌دهيم يا ميزان چاکري و چاپلوسي افراد را؟

وجه ديگر شخصيت متضلّع مولاي ما بي‌توجّهي به زخارف دنيا بود. او در زندگي الهي خود به نان جوي و پوستين خشني و بوريايي که بر آن مي‌نشست و مي‌خوابيد قناعت کرده بود. هيچ‌گاه و حتي براي يک لحظه علي فريفته دنيا نشد. مشي او بي توجّهي به مقامات ظاهري و دنيوي بود که ديگران براي به دست آوردن آنها از ارتکاب هر جنايتي رويگردان نبودند. داستان آب بيني بَُز يا همان کفش کهنه صد پاره، ارزش‌گذاري علي به مقامات دنيوي است. اگر چه ارزش مقام را در جايي ديگر به شرطي که با آن بتوان حقّي را بر جايش نهاد و ظلمي را دفع کرد به گونه‌اي روشنگرانه تفسير مي‌کند. ولي ذات مقام، براي علي آنقدر خوار و خفيف است که شايسته آن تمثيل‌هاست. آيا ما نيز از پست‌ها و مقام‌هاي دنيوي چنين تفسيرو نگاهي داريم؟ چند در صد از مسئولان ما حاضرند ميز و مقام خود را به قصد سپردن آن به انساني شايسته‌تر که مي‌تواند منشأ خدمات ارزشمندتري به نظام و مردم باشد داوطلبانه ترک کنند؟!

علي(ع)، آنگاه ولايتش را با خلافت پيوند زد که حضور و هجوم و درخواست مردم از او براي قبول حکومت‌داري نزديک بود به قيمت جان حسنينش تمام شود و اين خود جلوه‌اي از حجّت بودن و ارزش رأي مردم براي علي(ع) دارد اگرچه در ولايت او اين نقش و حجيت وجود نداشته باشد. اما اشاره حضرت به اين نکته که به دليل درخواست مردمي اين خلافت را پذيرفته‌اند «لو لاحضور الحاضر» و تصريح به اين‌که «قيام الحجة بوجود الناصر» و نيز قولي که خداي تبارک وتعالي از علما براي عدم سکوت در برابر سرکشي ظالم و مظلوميت مظلوم گرفته است جلوه‌هاي بي‌نظيري از نگاه بلند و بي‌بديل پرورش يافته دامان محمد(ص) به حکومت دارد.

منظر ديگري از نگاه علي به حکومت، مبارزه ريشه‌اي و بي ملاحظه و قاطع و بدون استثنا با انواع فساد است. در حکومت علي(ع)، قانون چشم الکترونيکي ندارد تا دريابد مخاطب او کيست!! همه در پيشگاه عدالت و قضاوت يکسانند. حتي خود او. داستان به دادگاه کشاندن اميرالمؤمنين(ع) در متن اختلاف او با يک يهودي و نشستن او در کنار شاکي در دادگاه شاهکار عدالت علوي براي هميشه تاريخ است.

غرض اين‌که در ميلاد مبارک علي(ع) بايد به خصوصيات، روش حکومتي، رفتار اجتماعي و مؤلّفه‌هاي شخصيتي او بيشتر انديشيد و بها داد. براي يک شيعه خالص، ميلاد هر بزرگي، خصوصا ميلاد خجسته علي ابن ابيطالب(ع)، که ميلاد هويت شيعه است بايد همراه با مولودي فکري و عملي باشد وگرنه گرفتن جلسات جشن و سرور و کف و دف در عين حال که بجاست، به هيچ وجه کافي و حتي متأسّفانه بايد گفت مقدّمه‌اي هم بر شناخت بيشتر علي(ع) نيست.

در ميلاد علي(ع) بايد زمامداران پيرو ولايت علوي با بررسي دقيق و واگشايي و واگويي رمز و رازهاي او در مردمداري و حکومت‌داري از دوران حيات مبارک او شاقولي بسازند تا کجي يا راستي عمارتي را که به نام علي(ع) بنا کرده‌اند دائما بررسي کنند و به محض ديدن کمترين ناهمگوني با همت کامل به رفع آن اقدام کنند و اينگونه است که برکات اين ميلاد‌ها و آن مولودها بيش از پيش جلوه گر خواهد شد. بديهي است همچنانکه حضرتش فرموده زندگي کردن عين علي(ع) کاري غيرممکن است ولي دست‌كم بايد اين اطمينان براي زمامداران و مردم در صحنه عمل ايجاد شود که در مسير علوي در حرکتيم و اگر نمي‌توانيم چنان باشيم که علي(ع) به شيعه بودن ما افتخار کند، دست‌كم موجب شرمساري او نباشيم.

اميد است در جمهوري مستحکم اسلامي ما که به نام مقدس علي(ع) نشو و نما يافته و با رهبري داهيانه سلاله و پرورش يافته مکتب غني علوي مقام رهبري، روز به روز شاهد بروز و ظهور جلوه‌هاي واضح‌تري از حکومت نوراني علوي، نه در قول، که در عمل مسئولان نظام اسلامي باشيم ـ انشاء الله.
ميلاد مولود کعبه بر عاشقان و پيروانش خجسته باد.
دکتر مخبر دزفولی

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/05/03

ولادت مولا علی (ع)

ولادت  مولود کعبه وامام جواد (ع) بر تمام مسلمین مبارک باد

به همین مناسبت مراسم جشن  میلاد مسعود حضرت امیرالمومنین علی (ع) وجواد الائمه (ع) در سالن اجتماعات مجتمع امام خمینی (ره)  بعد از نماز مغرب وعشاء همزمان با  دعای روحبخش کمیل  با حضور شیفتگان  ائمه اطهار بر گزار می شود.

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   •