تبليغاتX
مجتمع نمونه مردمی امام خمینی ره مالزی

چهارشنبه 1386/04/27

امتحانات نهایی سال سوم دبیرستان شهریور 86

پنج شنبه ۱/۶/۸۶ دین وزندگی

شنبه      ۳/۶/۸۶ فیزیک -فلسفه

دوشنبه    ۵/۶/۸۶هندسه-زیست-جامعه شناسی

سه شنبه ۶/۶/۸۶زبان فارسی

پنج شنبه ۸/۶/۸۶ حسابان-ریاضی-تاریخ ایران وجهان

شنبه ۱۰/۶/۸۶ شیمی-جغرافیا

دوشنبه ۱۲/۶/۸۶ زبان خارجی

سه شنبه ۱۳/۶/۸۶ جبر واحتمال-زمین شناسی-آرایه ادبی

چهار شنبه ۱۴/۶/۸۶ عربی

پنج شنبه ۱۵/۶/۸۶ ادبیات فارسی

ساعت امتحان ۵/۲ عصر سالن امتحانات مجتمع امام خمینی ره

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/04/27

رجب

ماه رجب فرا رسيد و نواي «أين الرجبيون»، ملكوت عالم را پر كرده است. خوشا آناني كه با گوش شنوا، دلي پذيرا،‌ قلبي مشتاق و چشمي مواج، به پيشواز اين ضيافت خواص رفته‌اند!

و چه پرمعنا و دل‌انگيز است سرود زيباي «رجبيون» كه «يا من أرجوه لكل خير و آمن سخطه عند كل شر، يا من يعطي الكثير بالقليل، يا من يعطي من سئله، يا من يعطي من لم يسئله و من لم يعرفه تحننا منه و رحمة، أعطني بمسئلتي اياك، جميع خير الدنيا و جميع خير الآخره ... ».

به راستي، چه رازي در اين ترنم نهفته است كه هر دلي را كه هنوز اندكي جا براي محبوب در آن باقي مانده است، به پرواز درمي‌آورد و هر چشمي كه هنوز قادر به تشخيص كورسويي از نور شمس جمال يار است، باراني مي‌كند؟!
آن چه سرّي است كه در اين چند جمله، خويش را مي‌نماياند و فروافتادگان در خاك را به برخاستن و آسماني شدن مي‌انگيزاند؟
 تعابير جاودانه دعاي رجبيه كه بشر را به سه گروه تقسيم مي‌كند، سهل و ممتنع است.
اين نداي خداوند است كه خويش را عطاكننده كثير در برابر قليل مي‌داند و در مرتبه‌اي پايين‌تر عطاكننده خير به هر سائل مي‌شمارد و سرانجام غيرسائلان و بي‌بهرگان از معرفت حضرتش را هم از سر مهر از اين سفره محروم نمي‌سازد.

اما سخن گفتن از كثيري كه حق تعالي به آورندگان قليل به درگاهش وعده داده، آنگونه بر ما دور است كه با همه جسارت و طمعي كه دعا بر زبان درخواست‌كننده جاري مي‌سازد، از طلب آن بازمي‌ماند و كل خير دنيا و آخرت كه در مقابل كثير، كوچك است را در مقام سائل طلب مي‌كند. به راستي، اين كثير چيست و آن قليل چه ارزشي در بارگاه الهي مي‌يابد كه به پاس قدرداني از هديه اين تحفه، كثير به آورنده‌اش داده مي‌شود.
پيداست كه در معناي بي‌نيازي مطلق حضرت حق از جميع خلق، آنچه خداوند آن را قليل به شمار آورد، در برابر ماسوي‌الله بزرگ است، چراكه جميع خلق از عهده برآوردن ذره‌اي از شكر نعمت حق، عاجزند چه آن‌كه تحفه‌اي به درگاه حق آورند كه اين چنين حضرتش آن را به شمار آورد.

سرّ اين قليل را بايد در مسافر ماه رجب جستجو كرد؛ مسافري كه در پس عروج رجبيه، نداي حق را لبيك مي‌گويد و پايان ماه رجب، به سوي وعده‌گاه مي‌شتابد؛ كسي كه عروج ملكوتي احمد را در عالم خاك به تصوير مي‌كشد و آنگاه كه همه هست و نيستيش را در برابر دوست قرباني و هديه را پيشكش ذات حق مي‌كند كه از ازل تا ابد، هيچ مخلوقي قادر به تقديم چنين برگ سبزي نبوده است، با اين حال، عنوان قليل بر آن مي‌نهد و در پس مناجات سرخش در حجله معشوق و نداي «يا غياث المستغيثين» از زبان پاره تنش، فرياد برمي‌آورد كه «اللهم تقبل منا هذا القليل» و به راستي، چه كسي جز حسين(ع) مي‌تواند هديه‌اي را پيشكش حق كند كه در بارگاه ذات اقدس الله و آنجا كه همه هيچند، قليل به شمار آيد و چه زيبا، حضرت دوست از اين تحفه قدرداني مي‌كند و در برابر اين قرباني، كثير را عطا مي‌كند، و ما ادريك الكثير؟

و ما چه مي‌دانيم كثير چيست؟ چراكه خير دنيا و آخرت كه سقف نياز ما در درگاه حق است، در برابر آن هيچ است. كثير نعمتي فراتر از دنيا و آخرت و بيشترين نعمتي است كه ظرفيت وجودي مخلوق را ياراي تحمل آن است كه در حديث قدسي است «آن كه مرا دوست بدارد، دوستش مي‌دارم و آن‌كه دوستش بدارم، مي‌كشم او را و آن را كه بكشم، خود خونبهايش هستم».

اما مرتبه دوم كه مرتبه سؤال به درگاه حق است، جايگاه بزرگي است، چراكه شرط سؤال معرفت است و آن‌كه معرفت حق در جانش پا گرفته،‌ ناخودآگاه به گدايي مي‌آيد و خير را از حضرتش گدايي مي‌كند و كرم حق فراتر از آن است كه گدا را دست خالي و سؤال را بدون پاسخ و سائل را بي‌نصيب بگذارد. هركه را بخواهد، عطا مي‌كند و چه درخواستي بالاتر از جميع خير دنيا و آخرت و رفع تمام شر دنيا و آخرت. آن‌كه به درك ماه رجب توفيق مي‌يابد، پيوسته اين عطا را از حضرتش مي‌خواهد و سر بر آستان عبوديت وي مي‌سايد.

و سرانجام مرتبه سوم، جايگاه خواب‌زدگاني چون ماست كه نه توان تحفه بردن قليل را به درگاهش دارند و نه معرفت سائلي و گدايي را، اما حضرتش كريم‌تر از آن است كه اين خفتگان غفلت را بي‌نصيب گذارد و از سر مهر و دلسوزي به بندگان مدهوش و فراموش‌كننده ولي نعمت خويش عطا مي‌كند.
هرچند گروه چهارمي نيز مي‌توان جست كه نه تنها لياقت سؤال و گدايي از حضرتش را ندارند، بلكه در مسير گردنكشي و كفران لجاجت مي‌كنند و قصد جدال با خالق خويش را دارند كه طبيعتا اين گروه، خود را از عطاي حضرتش محروم مي‌سازند.

و اكنون راه ماه رجب در برابر ما گشوده شده است؛ فرصتي است گرانبها كه اگر از گروه چهارم هستيم، از گردنكشي و كفران بازگرديم، اگر در ميان غافلان و جاهلان گروه سوم قرار داديم، دريچه‌هاي معرفت را به قلب خويش گشاييم و اگر از سائلان حضرتش در گروه دوم هستيم، بر درخواست خير، همت بيشتري گماريم، چه آن‌كه ميهمانان دوست در اين ماه را ضيافتي خاص در انتظار است.


نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/04/26

قابل توجه دانش آموزان ومراجعه کنندگان محترم

 در مردادماه فقط روزهای دوشنبه وچهارشنبه ساعت ۹ تا ۱۲  مجتمع امام خمینی ره   پاسخگوی مراجعه کنندگان محترم  می باشد  قبل از مراجعه با تلفن ۴۲۵۶۲۸۵۷ تماس حاصل نمایید.

ثبت نام در شهریور ماه ۸۶  انجام می شود.

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1386/04/21

آموزش زبان انگلیسی

 در سال تحصیلی ۸۶-۸۷ آموزش زبان خارجه برای تمام پایه های تحصیلی در خارج از برنامه آموزشی وبه صورت داوطلبانه بوسیله موسسه زبان انگلیسی( با مربیان انگلیسی زبان) و با معرفی نامه  ازاین مجتمع  انجام می شود ضمنا ساعات تشکیل کلاسها بر اساس درخواست اولیا وهماهنگ با ساعات دروس مدرسه خواهد بود
نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1386/04/21

نا گفته های زندگی حضرت زهرا (س)

برخي كه طرح صادقانه همه ابعاد زندگي حضرت زهرا (س) را به نفع خود نمي‌ديده‌اند، به پررنگ كردن بخش‌هايي از زندگي ايشان و كم‌رنگ يا محو كردن ابعادي از وجود و نقش‌آفريني حضرت زهرا(س) پرداخته‌اند.

بايد فاطمه (س) را از نو بشناسيم، هرچه تصور و ذهنيت درباره حضرت زهرا (س) داريم، ناقص است و دربرگيرنده تمام زواياي زندگي و نقش‌هاي مختلف ايشان در عرصه اجتماع، فرهنگ و سياست نيست. بر همين اساس، سيره‌هاي نوشته شده درباره زندگي حضرت زهرا (س) دو اشكال اساسي دارد؛ اول آنكه برخي احتمالات و حدسيات، وارد سيره‌هاي مكتوب و منقول شده و اعتبار زيادي يافته ‌است و ديگر آنكه، نقل حوادث، محور اصلي سيره‌هاي موجود است و كمتر به تحليل اصول رفتاري حضرت زهرا (س) پرداخته‌ شده ‌است.

پس از گذشت 27 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، جز كتاب " فاطمه، فاطمه است" اثر دكتر علي شريعتي، كتاب جامعي درباره اين حضرت منتشر نشده‌ است.

جوانان امروز سؤال‌هاي متعددي درباره زندگي حضرت زهرا (س) دارند كه بايد به آنها پاسخ گفت. اصلي‌ترين پرسش‌ها، اين است كه چگونه مي‌توان زني را كه 14 قرن پيش و در آن شرايط اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي زندگي مي‌كرده، الگويي براي زنان و دختران امروزي قرار داد؟ جوانان امروز مي‌پرسند كه آيا حضرت زهرا (س) فقط مي‌گريسته و مشغول عبادت يا مراقبت از فرزندان و انجام امور خانه بوده يا ويژگي‌هاي ديگري هم داشته‌ است.

مظلوميت حضرت زهرا (س) و ظلمي كه ما شيعيان امروزي در حق اين بزرگوار روا مي‌داريم، كمتر از ظلمي كه در طول تاريخ و زمان وجود حضرت زهرا (س) به ايشان شده، نيست . ما تنها به يك يا چند بعد محدود از زندگي ايشان توجه داريم و ديگر ابعاد و نقش‌هاي اثرگذار ايشان را يا نفي مي‌كنيم يا ناديده مي‌گيريم.

الگو يا اسوه مدلي قابل پيروي است و بايد توجه داشت كه سبك رفتار فرد اسوه، قابل پيروي است و نه خود رفتار وي؛ يعني اگر در شرايط امروزي دختري بخواهد عين ليست جهيزيه حضرت زهرا (س) يعني كاسه گلي و سفالي و زيرانداز پشمي و ... را به عنوان جهيزيه خود تهيه كند، يا مثلا بخواهد چادري عينا از جنس چادر ايشان بپوشد شايد ممكن نباشد؛ چراكه به گفته حضرت علي (ع) ما بايد فرزند زمانه خويش باشيم؛ بنابراين منظور از الگوبرداري از رفتار معصوم، استخراج اصول رفتاري آن بزگوار و بكارگير آن است. از ليست جهيزيه حضرت زهرا (س) مي‌توان اصل ساده‌زيستي، عدم تفاخر و تجمل، عدم تعلق و وابستگي را استخراج كرد و اين اصول را در زندگي امروزي به كار گرفت.

اسوه‌هايي پايدار بوده و مقيد به زمان و مكاني خاص نيستند كه بتوان اصولي را از زندگي آنها استخراج كرده و آنها را در طول تاريخ به كار گرفت. چنانكه در زندگي خصوصي حضرت زهرا (س) مي‌توان اصولي چون مودت، سكينه و آرامش‌دهي، رحمت را يافت و به كار بست. زيرا مهم اين است كه سبك زندگي ما مشابه سبك زندگي ايشان باشد نه اينكه عين رفتار وي را به كار بريم.

احضرت زهرا (س) به تعبير امروزي، مديرت زمان داشته و به اهميت برنامه‌ريزي براي زمان و نظم در امور واقف بوده‌اند. ايشان زماني را براي عبادت و دعا، زماني را براي خواب و استراحت و زماني را براي فعاليت‌هاي داخل و خارج از خانه اختصاص مي‌داده‌اند.

حضرت زهرا (س) را بايد موسس نوعي نهاد مدني دانست كه زنان مسلمان را دور هم جمع مي‌كرد. بنابراين ايشان فقط زني نبودند كه در خانه بمانند، بلكه بخشي از فعاليت‌هاي خود را به حضور در جمع زنان مسلمان، زيارت قبور شهدا، رفتن به اردوها و گردش‌هاي دسته‌جمعي اختصاص مي‌دادند و همين وجوه از شخصيت ايشان است كه نه فقط براي شيعيان يا مسلمانان بلكه براي همه مردم جهان قابل استفاده و الگوبرداري است.

ايشان مسئول ستاد پشتيباني جبهه و جنگ بودند و به‌ويژه در غزوات در امر پانسمان و پرستاري مجروحان و توزيع آذوقه فعاليت داشتند. مسجد فاطمه‌الزهرا در شهر مدينه كه يكي از مساجد سبعه است، مقر ستاد پشتيباني به رياست حضرت زهرا (س) در زمان جنگ خندق بوده‌است.

بسيار شنيده شده كه وقتي حضرت زهرا (س) براي ايراد خطبه به مسجد مي‌رفت، زناني دور او حلقه زده ‌بودند و او را تا مسجد هدايت كردند و اغلب چنين تفسير مي‌شود كه اين زنان دور حضرت زهرا (س) جمع شده‌ بودند تا مردي ايشان را نبيند؛ درحاليكه چنين تفاسير و سخناني توهين به حضرت زهرا (س) است. بايد پرسيد چگونه زني كه معصوم است خود را از ديد مردان پنهان مي‌كند؛ ولي اگر زنان ديگر ديده ‌شوند، از نظر او بدون اشكال است؟ مگر ممكن است بزرگواري چون حضرت زهرا (س) امري را كه براي خود نمي‌پسندد براي زنان ديگر بپسندد؟

چرا چهر‌ه‌اي رنجور و گريان از حضرت زهرا (س) ترسيم مي‌كنيم كه فقط سرگرم عبادت بوده است، درباره نقش موثر سياسي و اقتصادي ايشان به اندازه كافي سخن به ميان نمي‌آيد و همين باعث شده تصويري ناقص و نامتجانس از ايشان ترسيم شود و به همين دليل نمي‌توان از جوانان امروزي انتظار داشت از اين چهره ناقص معرفي و ترسيم‌شده، درست، ‌پيروي كنند.

يكي ديگر از ناگفته‌هاي زندگي حضرت زهرا (س) نقش مشورت‌دهي و تربيتي ايشان است. روايت شده كه يكي از زنان مسلمان براي مناظره با زني غيرمسلمان از حضرت زهرا (س) كمك فكري و مشورتي مي‌گيرد. پس مي‌توان نتيجه گرفت كه مناظره با غيرمسلمانان امري مقبول بوده و ديگر آنكه حضرت زهرا (س) در همه مسائل فكري، علمي، خانوادگي و آموزشي اطلاعات وسيعي داشته و مشورت مي‌داده‌است.

برنامه‌ريزي با هدف بهره‌وري بيشتر نيز از ويژگي‌هاي حضرت زهرا (س) بوده.ايشان لباس و جاي مخصوص براي عبادت و كار و خواب داشته‌اند. از سلمان نقل شده كه حضرت در آن واحد هم فرزند خود را نگه مي‌داشت، هم گندم را آرد مي‌كرد و هم ذكر مي‌گفت. در تعاريف امروزي بهره‌وري، استفاده درست و بهينه از منابع تعريف مي‌شود و ببينيد كه ايشان چگونه در يك زمان سه عمل را انجام مي‌داده‌اند.

ايشان در مديريت اقتصادي امور خانه دخالت موثر داشته‌اند، پشم را در خانه مي‌ريسيدند و تبديل به نخ مي‌كردند. حضرت علي (ع) هم نخ‌ها را براي فروش به بازار مي‌بردند اما برخلاف بسياري از مردان پدرسالار درباره قيمت فروش با همسر خود مشورت مي‌كردند و از او اجازه مي‌گرفتند. به علاوه اداره باغ بزرگ فدك كه آن زمان درآمد بالايي در سال داشت، به عهده حضرت زهرا (س) بود و بنابراين ايشان با مباشر و كارگزار خود كه يك مردبود، درباره وضعيت اداره فدك و توزيع درآمدها مشورت و مذاكره مي‌كرد. همين مسائل مشخص مي‌سازد كه ايشان به اوضاع و احوال اقتصادي آن زمان مدينه آشنايي داشته و با مردان هم تعامل داشته و فقط سرگرم عبادت و دعا نبوده‌است.

"استقلال راي سياسي" از ديگر ويژگي‌هاي حضرت زهرا (س) بوده است.در ماجراي ثقيفه حضرت زهرا (س) با حكمت و قدرت بيان خود حركت اعتراضي مستقلي را انجام داد و به نوعي اعتراضي فاطمي و انقلابي فاطمي را رقم زد و در مقابل حكومت و وضع موجود ايستاد. ايشان در همه اتفاقات سياسي زمان پيامبر (ص) نيز حضور داشته و در جريان امور بوده‌است، آن‌ هم در دوره‌اي كوتاه و پرحادثه از تاريخ اسلام كه اتفاقات اقتصادي و سياسي بسياري روي داد.
نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/04/19

ثبت نام

 ثبت نام در کلیه پایه های تحصیلی از اول شهریور ۸۶ آغاز می شود.

 ازدانش آموزان دوره پیش دانشگاهی و دبیرستان  با حضور ولی وارائه ویزای اقامت خانواده در مالزی ثبت نام به عمل می آید

پایه اول ابتدایی با ارائه شناسنامه ثبت نام می شود.

 شهریه سال جدید هنوز اعلام نگردیده است

در  تیر ومردادماه فقط روزهای دوشنبه و چهار شنبه از ساعت ۵/۹ تا۵/۱۲  مجتمع امام خمینی ره  به مراجعه کنندگان محترم خدمات می دهد. ضمنا قبل  مراجعه با شماره تلفن ۰۱۷۲۶۹۱۲۲۰ تماس حاصل نمایید.

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/04/17

نتایج سوم راهنمایی

جهت دریافت  کارنامه سوم راهنمایی روزهای دوشنبه وچهارشنبه ساعت ۱۰ تا ۱۲ به مدرسه  مراجعه نمایید .
نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/04/13

نتایج امتحانات سوم دبیرستان وپیش دانشگاهی

 دانش آموزان پایه سوم دبیرستان جهت اطلاع از نتایج  امتحانات نهایی خرداد ۸۶ وعزیزان پیش دانشگاهی جهت دریافت نتایج امتحانات جبرانی تیر ماه  ۸۶از ساعت ۹ صبح تا ۱۲ روزهای  دوشنبه وچهارشنبه به مجتمع امام خمینی ره مراجعه نمایند.
نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/04/06

توزیع کارت کنکور

قابل توجه داوطلبین شرکت در  آزمون دانشگاهها

از صبح روز پنجشنبه ۷/۴/۸۶ ساعت ۹ صبح کارت ورود به جلسه توزیع می شود .

آزمونها به ترتیب زیر برگزار می شود

۱-  آزمون عمومی تمام رشته ها صبح جمعه ۸/۴/۸۶ ساعت ۵/۹ صبح 

۲- آزمون اختصاصی رشته ریاضی وفنی وتجربی صبح جمعه۸/۴/۸۶  بعداز آزمون عمومی

۳-آزمون اختصاصی هنر عصر روز پنجشنبه ۷/۴/۸۶ ساعت ۵/۵

۴- آزمون اختصاصی رشته زبان خارجه عصر روز جمعه ۸/۴/۸۶ ساعت۵/۵

۵-آزمون اختصاصی علوم انسانی روز شنبه ۹/۴/۸۶ ساعت ۵/۹ صبح تذکر:نیم ساعت قبل از برگزاری آزمون در محل مجتمع امام خمینی ره حضور داشته باشید کارت شنا سایی یا گذرنامه معتبر به همراه داشته باشید. 

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/04/05

ثبت نام سال تحصیلی 86/87

ثبت نام از کلیه دانش آموزان از تاریخ۱/۶/۸۶ آغاز می شود

۱-در پایه اول ابتدایی ارائه اصل شناسنامه الزامی است.

۲-حضور ولی دانش آموز در تمام پایه ها برای ثبت نام الزامی است.(ارائه ویزای اقامت اولیا در طول سال تحصیلی لازم است)

۳-برای پایه های مختلف تحصیلی ارائه کارنامه سالهای قبل لازم است.

۴-نیازی به ترجمه وتایید کارنامه تحصیلی نیست.

۵-شهریه سال جدید تاکنون اعلام نشده است.

۶ - آموزش زبان انگلیسی برای تمام پایه ها  خارج از برنامه آموزشی  مجتمع  صورت می گیرد.    

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/04/05

خاطره ای شگفت از ملی گرایی امام خمینی ره

دکتر غلامعلي رجايي


rajaee6845@yahoo.com

هفته گذشته كه در خدمت يكي از اساتيد محترم گروه تاريخ دانشگاه تهران ـ كه به رغم وزانت علمي و تواضعي فراتر از اين منزلت در مطالعات مرتبط با خليج فارس از نوادر علمي موجود در كشور است ـ بودم، بحثي درباره پيوند ناگسستي ايران و تشيع درگرفت و اين كه دوام و بقاي ايران و تشيع در تداوم حيات تاريخي خود، چنان به هم گره خورده‌ است كه شايد با توجه به مقتضيات سياسي كنوني جهاني و شرايط حاكم بر ملت‌هاي مسلمان و به ويژه جوامع شيعي در جهان ـ كه امكان تداوم حيات يكي بدون ديگري ميسر نباشد و حق مطلب هم همين است و كيست نداند ايراني كه هم‌اكنون آماج كينه‌توزي‌هاي قدرت‌هاي شيطاني غربي و بي‌مهري‌هاي ابرقدرت فرو پاشيده شرقي است، همان ايراني است كه شاه حاكم آن با هر دو اين قدرت‌ها، پيمان دفاعي «سنتو» و «ناتو» مي‌بست و سطح مناسباتش با چين كمونيست رو به گسترش بود و همان ايراني است كه در زمان آخرين بازمانده رژيم مرتجع سلطنتي پهلوي دوم، كه سخاوتمندانه! به جدايي بحرين از ايران تن در داد ـ نه نامي از جزاير سه‌گانه بود و نه مناقشه‌اي بر سر حاكميت آنها با امارات؛ اماراتي كه هر كس عكس‌هاي حاكم مقبور آن را كه از قضا توسط خودشان چاپ شده و من در نمايشگاه كتاب سال گذشته كويت، مجموعه آنها را در غرفه دولت امارات متحده عربي ديده‌ام، ببيند، درمي‌يابد كه تا چند دهه پيش، اماراتي‌ها چه بودند و كه بودند!

در يكي از اين عكس‌ها، شيخ زايد، امير سابق امارات با چوب خيزراني در دست با كسوت يك عرب محلي ساحل خليج فارس با پاي برهنه بر ماسه‌هاي ساحل اطراف خليج فارس، رو به دوربين ايستاده بود.
آري، اين ايران، همان ايران بوده و هست، اما با دم عيسايي حضرت روح‌الله خميني، چنان به خود آمد و به استقلال و عزت و سرفرازي رسيد كه آدم و عالم را در كمتر از يك سال به شگفتي واداشت و پايه رژيمي 2500ساله را با نثار خون شهداي خويش، چنان به هم ريخت كه انديشه بازگشت آن حتي براي دوستداران اندكتر از اندك آن رژيم در حد يك افسانه تخيلي، نپذيرفتي و دست‌نيافتني است.

در ادامه بحث كه به نام خليج فارس و سابقه تاريخي چند هزار ساله ‌اين نام در اسناد مورخان غربي و به ويژه يوناني اشاراتي رفت، خدمت استاد دكتر محمد باقر وثوقي عرض كردم. سال گذشته، بنده در همايش بين‌المللي خليج فارس، كه به همت گروه تاريخ دانشگاه اصفهان در اين شهر برگزار شده بود، مقاله‌اي را درباره يكي از قبايل قدرتمند خليج‌فارس به نام «آل مذكور» در بوشهر ارايه كردم و در پايان سخنراني‌ام، خطاب به شركت‌كنندگان گفتم: اگر روزي دولت‌هاي عربي و اعراب منطقه، توانستند ثابت كنند كه پيامبر بزرگ اسلام(ص) از نژاد عرب نيست، خواهند توانست اثبات كنند كه نام اين خليج، «فارس» نيست! [كه ‌اين عبارات با تشويق ممتد حضار روبه‌رو شد].

در ادامه به آوردن اين خاطره ناشنيده و ناگفته از حضرت امام پرداختم و گفتم: يك روز كه در قرارگاه مركزي خاتم‌الانبياء (ص) از مرحوم سرلشكر قاسم علي ظهيرنژاد ـ كه از ارتشيان قديمي بود و توفيق همراهي با امام را پيدا كرد و فرمانده عالي ارتش جمهوري اسلامي نيز بود و در جنگ زحمات بسياري كشيد ـ خواستم به خاطره‌اي جالب از امام اشاره كند. ايشان با لهجه غليظ و شيرين آذري خود، رو به من كرد و گفت: آقاي رجائي، در ماه‌هاي آغاز جنگ، يك روز كه خدمت امام بوديم و نقشه منطقه عملياتي را جلوي ايشان پهن كرده و درباره برنامه آتي عملياتي ارتش خدمتشان توضيح مي‌داديم، وقتي كه توضيحات ما پايان يافت، امام فرمودند: فرمايشات شما تمام شد؟ عرض كرديم: بله، اگر فرمايشي هست، بفرماييد.

امام فرمودند: بايد تمام همت شما اين باشد كه حتي يك وجب از خاك ايران در تصرف عراقي‌ها نماند و سپس در حالي كه پنجه‌شان را روي نقشه مي‌گذاشتند، در عبارت عجيب و تكان‌دهنده‌اي، كه همه فرماندهان حاضر در جلسه را در بهت و حيرت فرو برد، فرمودند: آقايان، بدانند اگر دشمن بخواهد به ‌اندازه ‌اين پنج انگشت كف دست من، چند سانت از خاك ايران را تصرف كند، من ترجيح مي‌دهم، پنجه من را قطع كند، ولي اين 5 سانت از خاك ايران جدا نشود؛ كنايه از آن بود كه دستم را روي آن چند سانت مي‌گذارم و از اين قطعه كوچك تا قطع شدن دستم دفاع مي‌كنم.
استاد در حالي كه از شنيدن اين خاطره به وجد آمده بود، به من گفت: دكتر رجائي، اين خاطره را از زبان شما كه راوي آن هستيد، درشت مي‌نويسم و در راهروهاي دانشكده الهيات دانشگاه تهران در معرض ديد اساتيد و دانشجويان مي‌گذارم، تا بدانند دامنه عشق امام به ملت و ميهن ايران تا به چه‌ اندازه است!

اين مليت‌گرايي مثبت و سازنده امام، علاوه بر تماميت ارضي درباره ملت بزرگ آن هم شنيدني است. حضرت امام در عبارتي زيبا در يكي از پيام‌هاي آخر عمر مباركشان، كه در صحيفه نور درج شده، در تعظيم منزلت و مرتبت قدر ملت ايران، كه آنها را بالاتر و برتر از ملت در صدر اول اسلام در زمان پيامبر اكرم (ص) مي‌دانستند، نوشتند: «ملت شريف ايران كه جانم فداي يكايك آنها باد».

عظمت اين عبارت از آنجاست كه همگان مي‌دانند امام هرگز در سخنان خود، بناي لفاظي و گزافه‌گويي براي مريد پروري و به دست آوردن دل مردم، كه مبنايي غير صادقانه دارد، نداشتند. و اينكه جان خود را به يكايك ملت ايران تقديم مي‌كردند، ناظر بر اين بود كه در زمان و نظر ايشان، همه ملت ايران مسلمان شيعه حزب‌اللهي مجاهد جنگ رفته‌اي نبودند كه شايسته تقديم جان امام به خود باشند و هم در اين راستا بود كه ‌ايشان از مردم ايران، جز با تعابيري مانند ملت شريف ايران، ملت بزرگ ايران، ملت مجاهد ايران و. .. ياد نمي‌كردند و الحق كه ‌اين مردم، شايسته چنين عشقي از چنان مردي آسماني بوده و هست؛ بهترين نمونه ‌اين شايستگي، حضور درخشان آنان در صفحات غرب و جنوب كشور در جنگ هشت ساله با رژيم بعث عراق و پشتيبانان غربي و شرقي آن در دفاع از تماميت ارضي ايراني است كه از زمان نادرشاه افشار (1160ـ1148 ه. ق) تاكنون سابقه نداشته است كه در اثر جنگ و يا غير جنگ، پاره‌اي از خود را به نفع بيگانگان از دست ندهیم.

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(یک صبح)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت( بازدیدلنکاوی بهشت مالزی)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(امیر عباس متولد مالزی )

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(دیدار از مدارس مالزی)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(دیدار معاون وزیر کشورمان با همتای مالزیای)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(بازدید از مدارس مالزی)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(اردوی کارکنان)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(اردوی گنتین های لند)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(اردوی گنتین های لند)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(اردو)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت( یک مراسم)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت.بدون شرح

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(بازدید از شهر جدید پوترا جایا)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

سالی که گذشت(جلسه مشترک با مدرسه بین المللی مالزی)

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/04

تشیع پیکر آیت اله فاضل قم

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/04/02

قابل توجه پیش دانشگاهی

به جز امتحانات هماهنگ که در تاریخ ۴/۴/۸۶ و۹/۴/۸۶ ساعت ۵/۲ برگزار می شود مابقی امتحانات ساعت ۹ صبح برگزار می شود.

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/04/02

توزیع کارت آزمون سراسری

توزيع كارت 5/1 ميليون داوطلب آزمون سراسري سال 86 دانشگاهها و موسسات آموزش عالي كشور طي روزهاي دوشنبه و سه‌شنبه چهارم و پنجم تير ماه به صورت همزمان در حوزه‌هاي داخلي و خارجي آغاز مي‌شود.

دكتر حسين توكلي، معاون سازمان سنجش آموزش كشور در گفت‌وگو با ايسنا، با اعلام اين خبر و آغاز كنكور از پنجشنبه، گفت: كنكور سراسري سال 1386 دانشگاهها و موسسات آموزش عالي كشور طي روزهاي هفتم، هشتم و نهم تير ماه به صورت همزمان در 382 حوزه داخلي و 17 حوزه خارجي برگزار مي‌شود.

وي با بيان اينكه در كنكور 86 با احتساب داوطلبان دو گروهه ( هنر و زبان)، يك ميليون و 562 هزار و 405 نفر شركت كرده‌اند، اظهار كرد: تعداد شركت كنندگان واقعي كنكور امسال حدود يك ميليون و 298 هزار و 474 نفر است كه اين تعداد كاهشي 45 هزار و 369 نفري نسبت به سال گذشته را نشان مي‌دهد.

وي با بيان اينكه كارت ورود به جلسه كنكور بر اساس شماره شناسنامه و سال تولد در روزهاي دوشنبه و سه شنبه 4 و 5 تير ماه توزيع مي‌شود، اظهار كرد: كليه متولدين سال 68 و سالهاي بعد از آن صبح روز دوشنبه، كليه متولدين سال 67 بعد از ظهر روز دوشنبه 4 تيرماه، كليه متولدين سالهاي 65 و 66 صبح روز سه شنبه و كليه متولدين سال 64 و سالهاي قبل از آن بعد از ظهر روز سه شنبه 5 تيرماه براي دريافت كارت ورود به جلسه اقدام كنند.

نحوه توزيع كارت داوطلبان اينترنتي و خارج از كشور
معاون سازمان سنجش درباره نحوه توزيع كارت داوطلبان اينترنتي و خارج از كشور كنكور نيز اظهار كرد: كارت ورود به جلسه داوطلباني كه از طريق اينترنت در كنكور سراسري ثبت‌نام كرده‌اند، همانند ساير داوطلبان در شهرستانها بر اساس سال تولد و در تهران براساس شماره شناسنامه و سال تولد در حوزه‌هاي تعيين شده در روزهاي دوشنبه و سه شنبه 4 و 5 تير ماه توزيع مي‌شود.

دكتر توكلي درخصوص نحوه توزيع كارت داوطلبان خارج از كشور كنكور، اظهار كرد: امسال كنكور در 17 كشور خارجي برگزار مي‌شود كه بر اين اساس كارت ورود به جلسه اين داوطلبان نيز از طريق وزارت امور خارجه و در مدارس ايراني اين كشورها توزيع مي شود.

نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/04/02

نگاه واقع‌گرا به روابط امام خميني ره و امام صدر



دکتر محسن کماليان


 

اول
«14 خرداد» سالروز رفتن و آمدن دو امام بزرگوار است؛ امام خميني در 14 خرداد سال 1368 چشم از جهان فرو بست و امام موسي صدر در 14 خرداد سال 1307 چشم به جهان گشود. در طول سال‌هاي طولاني پس از پيروزي انقلاب در باره «رابطه اين دو بزرگوار» سخنان آميخته به افراط و تفريط زيادي گفته شده است. برخي اطرافيان امام خميني، امام صدر را با بي‌مهري مخالف آن حضرت و از دايره انقلاب خارج ناميدند و در اين راه چنان مبالغه کردند که متأسفانه هيچ‌گاه از ربوده شدن آن بزرگوار و نيز عدم پيگيري مؤثر سرنوشت ايشان توسط جمهوري اسلامي ايران به درد نيامدند. بعضي اطرافيان امام صدر نيز از آن سو راه غلو پيمودند و آن بزرگوار را عقل منفصل امام خميني در خارج از ايران و رهبر انقلاب اسلامي در خارج از کشور ناميدند. به راستي حقيقت ماجرا چه است؟ رابطه امام صدر و امام خميني چگونه بود؟ از چه زماني آغاز شد؟ چگونگي گسترش يافت؟ ابعاد علمي، اجتماعي و سياسي آن به چه شکلي بود؟ امام خميني در حمايت از حرکت امام صدر در لبنان چه نقشي داشت؟ امام صدر در حمايت از حرکت امام خميني در ايران چه اقداماتي انجام داد؟ وجوه اشتراک و افتراق اين دو امام بزرگوار چه بود؟ و بالأخره آنکه امام خميني براي پيگيري سرنوشت امام صدر چه کرد؟ بديهي است که يافتن پاسخ دقيق اين سؤال‌ها، مستلزم تکميل و تدوين تاريخ شفاهي اين دو بزرگوار و نيز جمع‌آوري و بررسي عميق اسناد و مدارک تاريخ معاصر شيعه، ايران و لبنان است. با اين حال يادداشت حاضر بر آن است تا به حکم «ما لا يدرک کله، لا يترک کله»، در چارچوب اطلاعات کنوني نگارنده و به شکلي گذرا، پاسخ‌هاي «اوليه‌اي» به سوالات فوق ارائه دهد.

دوم
آشنايي امام صدر و امام خميني، از حدود سال‌هاي 1316 - 1317 و از منزل پدري امام صدر آغاز شد. زماني که امام صدر يک نوجوان مدرسه‌اي ده ساله بود و امام خميني يک مدرس فاضل حدود 35 ساله در حوزه علميه قم. امام صدر آن زمان «آقا موسي» خوانده مي‌شد و امام خميني «حاج آقا روح‌الله». مرحوم آيت‌الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري مجدد حوزه علميه قم تازه دار فاني را وداع کرده بود [10 بهمن 1315] و مرحوم آيت‌الله العظمي سيد صدرالدين صدر، به عنوان وصي و جانشين ايشان رياست حوزه را بر عهده گرفته بود. منزل آيت‌الله صدر، خصوصا در آن دوران فشار رضاخاني، محل مراجعه و پناه عموم علماء و طلاب بود و طبيعتا امام خميني نيز بدانجا آمد و شد فراوان داشت. اندکي بعد جرياني ديگر رخ داد که آمد و شد امام راحل را به آن منزل پر برکت مضاعف ساخت. پدر امام صدر يک جلسه خصوصي مذاکره علمي تشکيل داده بود که در آن بر برخي کتب مهم فقهي حاشيه مي‌نگاشتند. دو تن از اعضاء برجسته آن جلسه عبارت بودند از مرحوم آيت‌الله العظمي سيد احمد شبيري زنجاني [پدر آيت‌الله العظمي سيد موسي شبيري زنجاني از مراجع بزرگوار کنوني] و مرحوم آيت‌الله سيد زين‌العابدين کاشاني و يکي از اعضاء جوان‌تر آن، امام خميني.

سوم
امام صدر از سال 1322 رسما وارد حوزه علميه قم شد؛ تا اواخر سال 1325 مقدمات و سطوح حوزوي را تمام کرد و از ابتداي سال 1326 تا پاييز سال 1338، قريب 13 سال تمام در دروس خارج حوزه‌هاي قم و نجف شرکت کرد. اساتيد ايشان دو گروه بودند: استادان اصلي و بزرگواري که امام صدر سال‌ها در دروس آنان حاضر شد و باصطلاح «ملازم» درس آنان بود؛ و برخي اساتيد بزرگوار ديگر که امام صدر، خصوصا در ايام تعطيل، تنها چند صباحي در درس آنان حاضر گرديد. امام صدر از اساتيد اصلي امام صدر نبود و آن بزرگوار به جز بخش اندکي از کتاب رسائل در دوران سطح و نيز بخش اندکي از مبحث زکات در دوران خارج، نزد امام راحل تلمذ نکرد. امام صدر هم در فقه و هم در اصول، شاگرد مرحوم آيت‌الله العظمي سيد محمد محقق داماد بود. اساسا جمعي از نخبه‌ترين طلاب دهه‌هاي 20 و 30 حوزه علميه قم از شاگردان و ملازمين درس مرحوم آيت‌الله داماد محسوب مي‌شدند که امام صدر، شهيد بهشتي و آيات عظام سيد موسي شبيري زنجاني، سيد مهدي روحاني، موسوي اردبيلي، مکارم شيرازي و سيد جلال‌الدين طاهري، از آن جمله‌اند. اين بزرگان معروف بود که شاگردان خاص و ملازمين درس مرحوم آقاي داماد هستند، درست همانطور که آيات عظام حسينعلي منتظري، محمد فاضل لنکراني، جعفر سبحاني و بسياري بزرگان ديگر شهرت داشتند که شاگردان خاص و ملازمين درس حضرت امام هستند. امام صدر اگرچه در فقه و اصول براي امام راحل جايگاه بلندي قائل بود، اما آيات عظام محقق داماد، سيد ابوالقاسم خويي و سيد محمد باقر صدر را بر آن بزرگوار ترجيح مي‌داد و آيت‌الله العظمي سيد محمد کاظم شريعت‌مداري را نيز هم‌رديف ايشان مي‌دانست.

چهارم
اگرچه امام صدر با امام خميني ارتباط علمي اندکي داشت، اما محبت امام راحل مانند بسياري بزرگان ديگر در قلب او بود و همچنين لطف حضرت امام همواره شامل حال او. مکررا پيش آمد که امام خميني به مشهد مقدس مشرف شدند و امام صدرِ جوان نيز به واسطه مرحوم آيت‌الله شيخ محمد صدوقي [شهيد بزرگوار محراب] همراه ايشان بود. همچنين معروف است که يکي از سال‌ها مرحوم آيت‌الله العظمي صدر آيات حسينعلي منتظري و شهيد مطهري را مأموريت داد تا به ترتيب طلاب اصفهاني و مشهدي را براي صرف شام در شب عيد «فرحة الزهراء» به منزل ايشان دعوت کنند.

مرحوم آيت‌الله العظمي سيد رضا صدر [برادر بزرگ امام صدر] يک هفته قبل از مراسم براي 300 تن شام [پلو و خورش قيمه] سفارش داد که مي‌بايست در موعد مقرر در منزل پدر تحويل داده شود. امام صدر جوان و شوخ طبع که از قضيه مطلع شده بود، به اتفاق مرحوم آيت‌الله شيخ شهاب‌الدين اشراقي [داماد امام خميني] نقشه‌اي کشيدند تا غذاها را «تک» بزنند. آنها روز عيد دو ساعت زودتر نزد آشپز حاضر شدند و گفتند برنامه عوض شده است و ما خود آمده‌ايم غذاها را تحويل بگيريم. ديگ‌هاي غذا تحويل گرفته شد و بلافاصله بر روي يک گاري به باغي در منطقه سالاريه [خارج از محدوده آن روز قم] منتقل گرديد. آن شب 300 تن ديگر از طلاب در باغ سالاريه حاضر شدند و شام سفارشي مرحوم آيت‌الله سيد رضا صدر را با اشتها تناول کردند.

يکي از بزرگاني که آن شب در باغ سالاريه حضور داشت، امام راحل بود که البته از همان روز اول در جريان نقشه قرار داده شده بود. مرحوم آيت‌الله سيد رضا صدر که در ساعات آخر شب اطلاع حاصل کرده بود رو دست خورده است، بي‌درنگ دست به کار شد و با بسيج دوستان و تحمل مشقت و زحمت فراوان، شام ميهمانان منتظر اصفهاني و مشهدي را از ميهمان‌خانه‌ها و رستوران‌هاي قم تأمين نمود. آن شب ميهمانان دو فرزند برومند آيت‌الله العظمي صدر از صميم قلب خنده و شادي کردند، هرچند آقا رضا از برادر کوچک خود بي‌نهايت عصباني بود و نتيجتا آقا موسي چند روز فراري! اين واقعه مثل بمب در قم صدا کرد و تا مدت‌ها نقل محافل و مجالس بود. معروف است که حضرت امام صبح روز بعد جلسه درس خارج خود را با اين جمله آغاز و صد البته همان موقع منفجر کرده بود: «خوب؛ بحث جلسه قبل ما در باره موضوع پلو و خورش قيمه به کجا رسيده بود»؟!

پنجم
اگرچه امام صدر محبت امام خميني را در دل داشت و امام راحل نيز به آن بزرگوار عنايت، اما شخصيت اخلاقي، اجتماعي و حتي سياسي امام صدر هم مانند شخصيت علمي ايشان، از حضرت امام کمتر متأثر بود. امام صدر هم در اخلاق و هم در عرصه اجتماع و سياست، بيش از هر کس از مرحوم پدرش تأثير پذيرفته بود. سبب اين امر نيز روشن است. امام صدر از يک خاندان اصيل، عريق و شريفي برخاسته بود که لااقل تا 900 سال پيش از اين، اجداد آن تماما از مراجع، مجتهدين و زعماء مهم شيعه بودند.

بديهي است فرزنداني که وارث چنين تاريخ درخشان و از خصوصيات موروثي آباء و اجداد خود اشباع هستند، در قياس با ديگران کمتر از اطراف خود تاثير مي‌پذيرند. يکي از مهم‌ترين خصوصياتي که امام صدر از پدر به ارث برده بود، داشتن سعه صدر، برخورد پيامبرانه با مخالفان و تحمل کارشکني‌ها و گذشت در برابر آزار و اذيت آنان بود. در دوران زعامت امام صدر بر شيعيان و بلکه کل جامعه لبنان، هيچ‌يک از مخالفان روحاني و غير روحاني آن بزرگوار که بسيار بودند، نه تحت کمترين فشار قرار گرفت و نه حتي با يک مورد هتک حرمت، محدوديت يا محروميت از برخي حقوق اجتماعي روبرو شد.

اين در حالي بود که بر حسب قانون لبنان، امام صدر به عنوان رئيس طايفه شيعه آن کشور از همان حرمت و منزلتي برخوردار بود که جايگاه بلند ولي فقيه در ايران. امام صدر پس از پدر، به بزرگاني چون آيات‌الله سيد عبدالحسين شرف‌الدين، علامه طباطبايي و نيز مرحوم عبادي [همسر خواهر خود]، بيش از ديگر بزرگان دلبستگي عاطفي داشت. نگارنده بارها از نزديکان امام صدر شنيده است که آن بزرگوار در زندگي روزانه و حتي خانوادگي خود از اين بزرگان زياد مي‌کرد؛ اما هرگز نشنيده است که آن بزرگوار از امام خميني چنين ياد کرده باشد. لازم به يادآوري است که امام صدر در پاييز سال 1338 و در شرايطي به لبنان هجرت کرد، که نهضت عظيم اجتماعي و سياسي امام راحل در داخل کشور هنوز آغاز نشده بود.

ششم
آموزه‌ها و شعارهاي راهبردي امام صدر، همان آموزه‌ها و شعارهاي راهبردي امام خميني و انقلاب اسلامي ايران بود؛ با اين تفاوت که حداقل يک دهه قبل از پيروزي انقلاب، بر دل و زبان شيعيان لبنان جاري بوده است. اصول، ارزش‌ها و مباني مهمي چون «عدم جدايي دين از سياست»، «ساختن جامعه مدني صالح»، «بازگشت به اصول و فرهنگ اهل بيت (ع)»، «تقريب مذاهب»، «نه شرقي و نه غربي»، «آزادي‌خواهي»، «ظلم ستيزي»، «مبارزه با استبداد»، «مقاومت در برابر اسرائيل»، «آزاد سازي قدس»، «فرهنگ شهادت»، «مبارزه با حرمان»، «سازندگي و توسعه»، «گفتگوي اديان» و …، سالها قبل از پيروزي انقلاب در ادبيات سياسي شيعيان لبنان ثبت گرديد و صدها نفر در راه تحقق اين آرمان‌ها به شهادت رسيدند.

اگرچه بسيارند انسا‌ن‌هايي که راه و رسم درست زندگي کردن را از امام خميني و انقلاب اسلامي‌ آموختند، اما انسان‌هاي بسيار ديگري نيز بوده و هستند که مانند امام راحل و ديگر پيشينيان ما، اين‌گونه آموزه‌ها را مستقيما از خود مکتب اهل بيت (ع) آموختند. و بالأخره آنکه امام صدر و امام خميني نه تنها در راهبردها و اصول کلان مشترکات فراواني داشتند، که در بسياري راهکارها و تاکتيک‌ها نيز چنين بودند. يکي از مهمترين راهکارهاي مشترک اين دو امام بزرگوار، تکيه آنها بر مردم بود. امام صدر نيز مانند امام خميني مردم را باور کرده و با جوشش احساسات خود احساسات آنان را به جوشش و با جاذبه و قدرت معنوي کم‌نظير خود آنان را به حرکت در آورده بود. بيعت شيعيان لبنان در مرداد سال 1345، اعتصاب سراسري لبنان در سال 1349، تظاهرات تاريخي بعلبک و صور در سال 1353، همه و همه صحنه‌هايي بودند که با مراسم پرشکوه عيد فطر و عاشورا سال 1357 تهران برابري مي‌کنند.

هفتم
امام صدر از همان 15 خرداد سال 1342 و همگام با جامعه روحانيت مبارز ايران، حمايت جدي و عملي خود از انقلاب اسلامي ايران و شخص امام خميني را آغاز کرد. اين حمايت‌ها تا آخرين لحظه حضور، يعني تا روز 9 شهريور سال 1357 بي‌وقفه ادامه داشت. برخي اقدامات آن بزرگوار به شرح ذيل است:

• سفر به اروپا و شمال آفريقا در تابستان 1342 و ديدار با رهبران واتيکان و الازهر براي آزادسازي امام راحل [آيت‌الله العظمي خويي پس از آزاد شدن امام راحل در پايان سفر امام صدر تصريح کرده بود، که اين آزادي بيش از هر چيز مرهون سفر آقاي صدر بوده است]؛
• تلاش‌هاي بين‌المللي براي تأمين امنيت امام راحل در ترکيه و انتقال ايشان به عتبات عاليات؛
• حمايت مستقيم مادي و معنوي از مبارزين ايراني مستقر در لبنان از سال 1343 به بعد [از امثال آقايان حسن عطايي و سيد محمد عربشاهي در نيمه اول دهه 40 گرفته تا امثال آقايان محمد منتظري و علي جنتي در دهه 50 شمسي]؛

• ديدار با شاه در زمستان 1350 به درخواست برخي اعاظم انقلاب به منظور جلوگيري از اعدام برخي جوانان مبارز و نيز آزادسازي آقاي هاشمي رفسنجاني؛
• تأمين فضاي عملياتي مناسب در سوريه براي مبارزين ايراني در دوران حافظ اسد؛
• تأمين اطلاعاتي امام راحل و بزرگان انقلاب در نجف و ايران؛
• فراهم‌سازي زمينه‌هاي آموزش نظامي گروه کثيري از جوانان ايراني در لبنان و سوريه؛
• دعوت از امام راحل براي هجرت به لبنان در دي 1352 پس از ازدياد فشار بعث عراق بر ايشان؛
• ابتکار اطلاق لقب «امام» بر امام خميني در بهمن 1352 (گفتگو با روزنامه المحرر لبنان)؛

• برپايي مراسم باشکوه تشييع، تدفين و ترحيم مرحوم دکتر علي شريعتي در دمشق و بيروت؛
• برنامه‌ريزي انجام اولين مصاحبه امام خميني با مطبوعات مهم جهان، با ارسال لوسين ژرژ نماينده روزنامه فرانسوي لوموند در بيروت به نجف؛
• تشويق برخي اعاظم نجف اشرف جهت اتخاذ مواضع قوي‌تر در حمايت از امام خميني؛
• تشويق سران جهان عرب جهت ابراز همدلي و همگامي با انقلاب اسلامي ايران [شهيد بزرگوار آيت‌الله سيد محمد باقر حکيم يکي از اسباب ربوده شدن امام صدر را نگراني دشمن از نقش کليدي ايشان در تنظيم روابط انقلاب با جهان عرب مي‌دانستند]؛
• معرفي امام راحل به عنوان رهبر انقلاب ايران در روزنامه لوموند فرانسه يک هفته قبل از اختفاء؛

بدون شک بزرگترين خدمت امام صدر به انقلاب، آماده‌سازي شيعيان لبنان براي همگامي و پشتيباني از آن بود. هيچ‌کدام از ديگر مناطق شيعه‌نشين جهان، اعم از عراق [که خود حضرت امام 15 سال از عمر خود را کنار مردم آن گذرانيدند] و نيز بحرين، پاکستان، افغانستان و …، مانند لبنان به حمايت از انقلاب بر نخاستند. در لبنان نيز اگر شرائط نابسامان دهه 30 شمسي استمرار مي‌يافت، قطعاً چنين استقبالي واقع نمي‌شد. اين نهايت خوشوقتي انقلاب بود که شيعيان لبنان طي دو دهه 40 و 50 شمسي توسط امام صدر متحول و براي حمايت از انقلاب آماده شدند.
هشتم
امام صدر اگرچه به امام خميني علاقمند و در اصول، ارزش‌ها، مباني و بسياري راهکارها با ايشان هم‌عقيده و هم‌سليقه بود و اگرچه در حد توان خويش از مبارزات آن بزرگوار عليه رژيم شاه پشتيباني ‌کرد، اما هيچ‌گاه در ايشان ذوب نبود، به همان سبب که در ديگر بزرگان نيز ذوب نبود، و هم در انديشه و هم در عمل، ضمن مشورت با ديگران، همواره استقلال خود را حفظ نمود. وقتي امام خميني در فروردين سال 1343 اولين پيام حج خود را خطاب به مسلمانان جهان توسط مرحوم آيت‌الله العظمي سلطاني طباطبايي براي امام صدر به مکه فرستاد تا تعريب و سپس ميان زائران خانه خدا پخش شود، امام صدر انتشار آن را در ميان مردم مصلحت ندانست و از انجام اين امر ممانعت کرد. امام صدر در مهر سال 1344 و در حالي در مراسم افتتاح مؤسسه دارالتبليغ اسلامي قم شرکت و سخنراني کرد، که امام راحل با اصل برپايي آن مؤسسه مخالف بود. امام صدر در زمستان سال 1350 در حالي بنابر توصيه برخي مراجع وقت، درخواست شهيدان بهشتي، مطهري و خانواده‌هاي بعضي زندانيان مبارز با شاه ديدار کرد، که امام راحل به کلي با انجام چنين کاري مخالف بود. امام صدر طي تمامي سال‌هاي دهه 50 شمسي در حالي با سران عرب از نزديک تعامل داشت و امثال ملک حسن، ملک حسين و حتي انور سادات و حسني مبارک را به گرمي در آغوش مي‌کشيد، که سليقه امام راحل به کلي با اين روش مغاير بود. امام صدر در حالي با راهبرد پرتاب کاتيوشا توسط فلسطيني‌ها از سرزمين جنوب لبنان به داخل اراضي اشغالي فلسطين قاطعانه مخالفت کرد، که مبارزان ايراني منسوب به امام راحل در لبنان با استناد به بعضي فرمايشات آن بزرگوار متعصّبانه از آن دفاع ‌کردند.

نهم
امام صدر اگرچه در رأي و عمل خود استقلال و حتي در برخي جزئيات با امام راحل اختلاف سليقه و نظر داشت، اما حريت و آزادگي ايشان هرگز باعث نشد تا ذره‌اي از عاطفه، لطف و عنايت آن مرجع بزرگوار نسبت به ايشان کاسته شود. امام خميني به اصالت، اخلاص، علميت و خبرويت امام صدر در عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي اعتقاد داشت و به همين سبب نيز همواره در حد توان خود از حرکت آن بزرگوار در لبنان حمايت کرد. امام راحل از اولين مراجع بزرگ شيعه بود که مقلدينش اجازه يافتند بخش قابل توجهي از وجوهات شرعيه خود را در مسير اهداف امام صدر صرف کنند. اعتماد امام خميني به سلامت نفس و توانمندي امام صدر چنان بود که نه تنها حجم وسيع گزارش‌هاي کذب و تبليغات دروغين عليه امام صدر ايشان را بر آشفته نکرد، بلکه وقتي مرحوم آيت‌الله العظمي سيد محمد علي موحد ابطحي از آن بزرگوار سوال کرده بود که «بر فرض پيروزي، آيا کسي را داريد که در رأس حکومت آينده ايران قرار دهيد؟»، به سادگي پاسخ داده بودند: «آري! رفيق خودت آقا موسي»! امام راحل در تابستان سال 1355 که فشارهاي آيت‌الله سيد حسن شيرازي و پيروان او در سوريه عليه امام صدر به اوج خود رسيده بود، قاطعانه دستور دادند تا پرداخت شهريه به حوزه علميه زينبيه و شاگردان مرحوم شيرازي قطع شود. آن بزرگوار همچنين وقتي در اولين روز اقامت خود در پاريس با آقاي دکتر صادق طباطبايي خواهرزاده محترم امام صدر روبرو شدند، در پاسخ اين سوال که «آقا، شما كجا و اينجا كجا» با حالت عاطفي خاصي اظهار داشته بودند: «اگر دائيت بود، كه ما به اينجا نمي‌آمديم»!

دهم
اگر اين سخن جبران خليل جبران را بپذيريم که «ژرفاي محبت تنها در لحظه فراق شناخته مي‌شود»، اقدامات امام خميني در پيگيري سرنوشت امام صدر را نشانه‌اي گويا از عمق لطف و محبت ايشان نسبت به آن بزرگوار خواهيم يافت. امام راحل پس از ربوده شدن امام صدر نه تنها از نجف و پاريس با ارسال تلگراف و نماينده نزد حافظ اسد، ياسر عرفات و نيز معمر قذافي رأسا در صدد پيگيري و حل مسأله بر آمد، بلکه در روزهايي که خطر عدم تمديد اقامت ايشان در فرانسه به اوج خود رسيده بود، دعوت قذافي جهت عزيمت به ليبي را با قاطعيت رد کرد. انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن سال 1357 در حالي به پيروزي رسيد، که رژيم معمر قذافي از سال‌ها پيش از آن، روابط سياسي خود با ايران را قطع کرده بود. امام خميني در ديدار 17 اسفند 1357 خود با فرستادگان ليبي، ضمن ابراز نگراني از «سرنوشت امام صدر»، تقاضاي آنان مبني بر آمدن قذافي به ايران را با اين بهانه که «من فعلا به قم مي‌روم» رد نمودند. امام راحل نه تنها هرگز از مسئولين کشور نخواست تا رابطه ايران – ليبي را مجددا برقرار سازند، بلکه در ديدار 29 تير 1358 خود با وزير خارجه دولت موقت دستور دادند تا «موضوع روابط ايران و ليبي فعلا مسکوت گذارده شود». اينکه روابط ايران و ليبي اندکي پس از استعفاي دولت موقت در 13 آبان سال 1358 مجددا برقرار شد، تنها و تنها به سبب اصرار و بلکه اجماع مسئولين وقت کشور، خصوصا آيات‌ منتظري، هاشمي رفسنجاني و خامنه‌اي بر اين امر بود. امام راحل که حتي در مهم‌ترين تصميم‌سازي‌هاي کشور [به طور مثال ورود ايران به خاک عراق پس از آزادسازي خرمشهر يا پذيرش قطعنامه 598] همواره برآيند نظر مشاوران ارشد خود را بر نظر خويش رجحان مي‌داد، طبيعي بود که در مورد رابطه ايران و ليبي نيز چنين کند.

با اين همه، امام راحل در جريان اشغال سفارت آمريکا در تهران بي‌درنگ پيشنهاد غسان توئيني شخصيت برجسته مسيحي لبنان مبني بر معاوضه گروگان‌ها با امام صدر را پذيرفتند همچنين به هنگام عزيمت حجت‌الاسلام سيد کاظم خوانساري اولين سفير جمهوري اسلامي در ليبي به وي تأکيد کردند: «هر وقت در مورد آقا موسي خبري بدست آورديد، مرا بلافاصله و بدون واسطه در جريان قرار دهيد! در اين مورد با هيچکس ديگر صحبت نکنيد! حتي با احمد»! حضرت امام تا واپسين لحظات زندگي، به رغم اصرار و اهميتي که مسؤلان ارشد کشور براي روابط با ليبي قائل بودند، از پذيرفتن معمر قذافي خودداري و سبب اين تصميم را براي آيت‌الله العظمي موسوي اردبيلي چنين بيان کرد: «او هنوز مسأله آقا موسي را حل نکرده است. چگونه او را بپذيرم»!


نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/04/02

امام خمینی ره از دیدگاه دمکراتهای آمریکا پس از30سال


در حالي كه حدود سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) و هجده سال از رحلت ايشان مي‌گذرد، امام خميني(ره) همچنان مغضوب‌ترين چهره براي صهيونيست‌هاست؛ به گونه‌اي كه هم‌اكنون پس از پاره‌اي اظهارات ضد جنگ چهره‌هاي حزب دمكرات آمريكا، تحليلگر اسرائيلي با طرح اين ادعاي تكراري و خنده‌دار كه «كارتر» موجب پيروزي انقلاب اسلامي شده!، تلاش كرده دمكرات‌هاي آمريكا را سر جاي خود بنشاند.

نويسنده اسرائيلي روزنامه «اورشليم‌پست»، كه به نظر مي‌رسد مدتي در معيت «دايي‌جان ناپلئون» روزگار گذرانده، ريشه تمام مشكلات سي سال اخير جهان از جمله حمله شوروي به افغانستان، شكل‌گيري سازمان تروريستي «القاعده»، جنگ ايران و عراق و حتي جنگ كنوني آمريكا عليه افغانستان و عراق را امام خميني(ره) و «جيمي كارتر» دانسته است كه به دليل نارضايتي از شاه پهلوي! امام خميني(ره) را گروگان نگرفته و بزرگ‌ترين متحد اسرائيل در جهان اسلام را به «امام خميني» واگذار كرده است و سپس تفكر كارتر را جانمايه تفكر دمكرات‌هاي كنوني دانسته است.

به نظر مي‌رسد اين لفاظي‌ها بيشتر به خاطر عصبانيت اسرائيلي‌ها از چند مصاحبه اخير كارتر است كه در آنها علاوه بر اسرائيل، اندك حقوقي هم براي فلسطيني‌ها قايل شده بود.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «اورشليم‌پست» مي‌نويسد: چپ‌گرايان آمريكايي در حالي فرياد مي‌زنند در گرداب عراق گرفتار آمده‌ايم و اين راست‌گرايان و جورج بوش جنگ عليه تروريسم را به راه انداخته‌اند، كه خود آنان اين گرداب را پديد آورده‌اند.

واقعيت تلخ اين است كه اين كابوس به سياست‌هاي ليبرال دمكرات‌هاي چپ‌گرا در دولت «جيمي كارتر» بازمي‌گردد كه با ايجاد توفاني، باعث بي‌ثباتي بزرگ‌ترين متحد ما در جهان اسلام؛ يعني شاه ايران و تعويض او با [آيت‌الله]خميني، يك مذهبي متعصب شدند.
كارتر، [آيت‌الله] خميني را بيشتر چهره‌اي مقدس و مذهبي در ريشه‌‌هاي انقلاب مي‌دانست تا پدر بنيانگذار تروريسم مدرن.

«اندرو يانگ»، سفير كارتر در سازمان ملل گفت: «[آيت‌الله] خميني به عنوان فردي مقدس مورد استقبال قرار خواهد گرفت».
«ويليام ساليوان»، سفير كارتر در ايران گفت: «[آيت‌الله] خميني چهره‌اي مانند گاندي است».

«جيمز بيل»، مشاور كارتر، در مصاحبه‌اي با «نيوزويك» به تاريخ 12 فوريه 1979 گفت: [آيت‌الله] خميني يك مجاهد ديوانه نيست، بلكه مردي معصوم، بي‌عيب و صادق است.

شاه از كارتر ترسيده بود. او به يكي از محرمانش گفته بود: «چه كسي مي‌داند كارتر چه پيامي را به دنيا مي‌دهد؟»
و حالا نگاهي مي‌اندازيم به نتايج سياست‌هاي آزاديخواهانه گمراه‌كننده كارتر:

انقلاب اسلامي در ايران، تجاوز اتحاد شوروي به افغانستان (واكنش كارتر تحريم المپيك 1980 مسكو بود)، تولد سازمان تروريستي اسامه بن‌لادن، جنگ ايران و عراق كه منجر به كشته و زخمي شدن ميليون‌ها نفر شد و حتي جنگ كنوني عليه تروريسم و جنگ‌هاي افغانستان و عراق.

زماني كه كارتر در سال 1976 وارد عرصه سياست شد، آمريكا هنوز بر موج ليبراليسم ضد جنگ ويتنام قرار داشت. كارتر خواستار تهيه گزارشي عميق درباره ايران شد، حتي پيش از آن‌كه پايه‌هاي رژيم آن سست شود. او نتيجه گرفته بود كه شاه براي حكومت ايران مناسب نيست. سال 1976 سال آشتي بود: كارتر به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب شد. «بيل كلينتون»، وزير دادگستري آركانزاس و «آلبرت گور» نيز به عنوان نماينده مجلس نمايندگان ايالت تنسي برگزيده شد.

در اوج سياست‌هاي ضدجنگ و آشتي‌طلبانه، كارتر هيچ‌گاه متوجه نشد [آيت‌الله] خميني‌اي (روحاني كه به نجف تبعيد شده بود) در حال پي‌ريزي يك انقلاب در ايران است. او گمان مي‌كرد غرب خدا را از بين برده است و از ما مي‌خواهد تا آن را دفن كنيم، اما سلاح [آيت‌الله] خميني، شمشير نبود، بلكه رسانه بود. او با استفاده از نوار‌هايي كه توسط زايران ايراني در حال بازگشت از شهر مقدس نجف به صورت قاچاق به ايران مي‌فرستاد، باعث ايجاد تفكرات عليه غرب‌زدگي شد.

كارتر به شاه فشار مي‌آورد تا با آزادسازي زندانيان سياسي و كاهش سانسور رسانه‌اي، سياست‌هايي را كه او آن را «بهبود حقوق بشر» مي‌دانست، اجرا كند. [آيت‌الله] خميني هيچ‌گاه بدون وجود كارتر موفق نمي‌شد و انقلاب اسلامي هم هيچ‌گاه بدون كارتر متولد نمي‌شد.

ژنرال «رابرت هايزر»، نماينده نظامي كارتر در ايران، زماني با گريه به من گفت: «رئيس‌جمهور مي‌توانست به طور عمومي از [آيت‌الله] خميني انتقاد كرده و حتي او را بربايد تا براي معاوضه با گروگان‌هاي سفارت آمريكا، مهره خوبي داشته باشد، اما او مي‌گفت: كسي نمي‌تواند اين كار را با يك مرد مقدس بكند».

احمدي‌نژاد هم ذهنيت [آيت‌الله] خميني را دارد و با پذيرش دعوت بن‌لادن، قصد ايجاد يك انقلاب اسلامي در عراق را دارد تا كنترل خاورميانه و جهان را درست بگيرد.

جيمي كارتر به نماد همه انقلاب‌هاي ايدئولوژيك دهه 60 در غرب تبديل شده بود. كارتر معتقد بود و هنوز هم معتقد است كه شيطان واقعا وجود ندارد، مردم اساسا خوب هستند، آمريكا هم بايد متجاوزان را در آغوش كشيده و قربانيان را تنبيه كند.

در دهه 60 پس از ترور «رابرت كندي» و «مارتين لوتركينگ»، اين يك تمرد گسترده بود. ايدئولوژيست‌هاي مشابهي كه براي نابودي روح آمريكا با نهضت «خدا از بين رفته» در دهه 60 به ميدان آمدند، هم‌اكنون در هنر، دانشگاه، ‌رسانه‌ها، وزارت امور خارجه، كنگره و سنا حضور دارند و در حالي كه خاورميانه، تلاش در كشتن جسم‌ها راداشت. آنان قصد نابودي روح را داشتند. ديدگاه كارتر، هسته ايدئولوژي حزب دمكرات بود.

روند عراق براي كساني كه سال‌هاست به ايران و عراق اشاره مي‌كنند، عجيب نيست. جنگ ايران و عراق جنگ ايدئولوژي‌ها بود. صدام حسين خود را يك رهبر عرب مي‌دانست كه مي‌خواهد فارس‌هاي غيرعرب را شكست دهد. [آيت‌الله] خميني هم اين را فرصتي براي صادر كردن انقلاب اسلامي خود به آن سوي مرزها و شيعيان عراق و سپس به فراتر از عراق و ديگر كشورهاي عرب مي‌دانست.

در طول جنگ، هر دو رهبر هر كاري را براي تحريك ساكنان طرف ديگر انجام دادند، كاري كه هم‌اكنون ايران در عراق مي‌كند. كارتر بر اين باور بود كه هر بحراني با ديپلماسي رفع مي‌شود، اما متأسفانه او اشتباه مي‌كرد.

[آيت‌الله] خميني از كمك فلسطيني‌ها در ايران برخوردار بود. آنها سلاح را براي قتل مردم و بمب‌گذاري در خيابان‌ها به ايران مي‌دادند. تعجبي نيست كه ياسر عرفات بعدها به عنوان دوست [آيت‌الله] خميني پس از رسيدنش به قدرت مطرح شد و در بالاي سفارت اسرائيل در تهران، پرچم فلسطين به اهتزاز درآمد.

دولت كارتر تلاش داشت تا تضمين كند آمريكا با رژيم جديد روابط ديپلماتيك خود را حفظ مي‌كند، اما در يكم آوريل 1979، خنده‌دارترين دروغ ماه آوريل دنيا از گذشته تا به حال گفته شد و [آيت‌الله] خميني ادعا كرد كه امروز روز اول دولت خداست.

در فوريه 1979، [آيت‌الله] خميني با هواپيماي ايرفرانس به تهران بازگشت و در لحظه ورود گفت: من توي دهان دولت مي‌زنم؛ دولتي كه شاهپور بختيار به عنوان نخست‌وزير و با حمايت آمريكا، آن را در اختيار داشت.

بختيار در سال 1991 در پاريس و به دست ايادي ايران ترور شد. من در خانه ژنرال هايزر بودم كه به من گفت: شاه مي‌ترسيد اگر سياست‌هاي كارتر را اجرا كند، كشور را از دست بدهد. كارتر هم تمايل به ديدن شاه بر سر قدرت نداشت و گمان مي‌كرد وجود يك روحاني كه حداقل دركي نيز از تعصبات مذهبي او نداشت، براي حقوق بشر و ايران بهتر است.

او مي‌توانست با كوبيدن [آيت‌الله] خميني و جلب حمايت متحدانمان در نگه داشتن او در خارج از ايران، تاريخ را عوض كند.


نوشته شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان (پانا) در |  لینک ثابت   •